ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
210
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
يافت به هنگام زمستان رهسپار خوزستان شد . و شهر بزرگ آن [ تستر ] را محاصره نمود مظفر الدين معروف به وجه السبع مملوك خليفه الناصر در آنجا بود . دستههايى از سپاه خود را از آنجا ، به بادرايا و بصره فرستاد امير ملتكين [ شحنهء بصره ] آنان را تار و مار نمود . سپاه خليفه الناصر به سردارى مملوك او جمال الدين قشتمر در آن نزديكى بود ولى از رويارويى با جلال الدين سرباز زد . جلال الدين ضياء الملك علاء الدين محمد نسوى را با پيامى عتابآميز نزد خليفه فرستاد . پيش از او جهان پهلوان را بر مقدمه راهى بغداد كرده بود . جهان پهلوان با جماعاتى از عربها و لشكر خليفه روبرو شد و بر آنان زد و آنان به بغداد باز گرديدند . اسيران را نزد جلال الدين آوردند . سلطان همه را آزاد كرد . مردم بغداد آمادهء دفاع شدند . سلطان به بعقوبه در هفت فرسخى بغداد لشكر راند و از آنجا به دقوقا رفت و دقوقا را بگرفت و ويران نمود . همچنين سپاهيان او تكريت را ويران كردند . ميان او و مظفر الدين صاحب اربل رسولان به آمد و شد پرداختند تا كار به مصالحه كشيد . در اين اوان شهر اربل برآشفته بود و عربها راهها را ناامن كرده بودند . ضياء الملك همچنان در بغداد درنگ كرد تا سلطان مراغه را تصرف نمود . و اللّه تعالى اعلم . ذكر شرف الملك وزير [ 1 ] او وزير فخر الدين على بن ابى القاسم جندى است ملقب به خواجهء جهان و شرف الملك اصل او از اصفهان بود . در آغاز مستوفى ديوانسراى جند بود . نجيب الدين شهرستانى وزير جند بود و پسرش بهاء الملك در جند نيابت پدر مىكرد و اين فخر الدين در خدمت او بود . چون فخر الدين به مقام استيفاى جند رسيد ، همت بر آن گماشت كه نجيب الدين را مغلوب خويش سازد و جاى او را در وزارت بگيرد ، اين بود كه نزد سلطان محمد سعايت كرد كه نجيب الدين دويست هزار دينار اموالى را كه اخذ كرده است به ديوان نپرداخته است . سلطان چشم پوشيد و متعرض نجيب الدين نشد . عاقبت سلطان وزارت جند را به فخر الدين داد و او چهار سال در آن مقام ببود . تا آنگاه كه سلطان به قصد بخارا از جند مىگذشت مردم از ستم او شكايت كردند . سلطان فرمان داد او را بگيرند . فخر الدين متوارى شد و به طالقان رفت و سالها بعد به جلال الدين پيوست . در اين هنگام جلال الدين پس از مرگ پدر در غزنه بود . جلال الدين او را حاجبى خويش داد و تا آن هنگام كه جلال الدين از رود سند گذشت او در همان شغل بود . چون وزير جلال الدين ، شهاب الدين آلپ هروى بر دست قباچه كشته شد ، او به مقام وزارت رسيد و امور هند به او تفويض گرديد . جلال الدين چون به وزارتش برگزيد او را اشرف الملك لقب داد و او را بر ديگر وزرا برترى داد . بقيهء احوال او در جاى خود بيايد .
--> [ ( 1 ) ] متن : شرف الدين .